خرید بک لینک

درباره سایت

0408

امکانات وب

****  تنها ،در میان مردم به دنبال خودم بودمیک شهر خالی از من بود ...حتی یک من نبودتنها بودمتنها....****بین زمین و هوا گیر کردم، نمیدونم باید چیکار کنم کدوم راهه، کدوم بیراهه! دلم میخاد هی بنویسم از تموم فکرایی که تو ذهنم رژه میره اما یهو عقب میکشم... همیشه فکر میکردم سالهای خیلی دور رو اشتباه کردم و از دست دادم ولی الان که حتی به چند ماه پیش زندگیم برمیگردم میبینم توی هر برهه ای اشتباه داشتم ...و هیچوقتم از این اشتباهاتم درس نگرفتم همش به شکل دیگه ای تکرارشون کردم....چند سال پیش چشامو بستم و آدمای درست زندگیمو ندیدم وقتی به خودم اومدم که دیگه نبودن ،بازم توی همون برهه خیلیای دیگه رو از خودم دور و متنفر کردم الان که نشستم دارم زندگیمو شخم میزنم میبینم بازم اشتباه ! نمیدونم شاید الانم دارم اشتباه میکنم به یه شکل و نحو دیگه!مسیر زندگیمو سالها پیش اشتباه رفتم   چیزی که فکرشو میکردم نبود و نشد ولی بازم همون مسیر اشتباهو ادامه دادم ، جایی که باید متوقف میشدم نشدم و جایی که باید ادامه میدادم پا پس کشیدم....الان توی 27 سالگی زندگیم نمیدونم باید چه راهیو برم و به کجا برسم، چشم ترسیده، اعتماد به خودم سخت شده....حس میکنم جا موندم از همه،برای شروع هر کاری خیلی دیر شده...**** این روزا دارم زبانمو میخونم با کلی ترس و وحشت میخام تا تهشو برم نمیدونم بشه یا نه نمیدونم از پسش برمیام یا خراب میکنم ولی این بار میخام برای رویای 15سالم وقت بزارم... دیگه دلم زندگی اینجا رو نمیخاد،کسی دور و برم نیست خالی شدم از آدما تا چشم کار میکنه همه ی خوبای زندگیم رفتن فقط من موندم.....**** اینجا کم میام نمیدونم چرا ! مشغول کانال نویسی ام هرچند زیاد نیستم ولی بیشتر از اینجا اونجام! اگر میل و

برچسب: نویسنده: پارسا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 7:36

**** عمریست بین رفتن و ماندن معطلیملعنت به جبر دائمی انتخاب ها!*****چه مدت مدیدی....نمیدونم چی بنویسم چی بگم ولی میدونم زندگی بسیار بسیار بیرحم با ما تا میکنه....دوره هایی که اسفند پارسال منتظرش بودم برگزار شد و خوب برام ارزشی نداشت....از لحاظ کاری، زندگی عمومی و خصوصی بسیار سردرگمم هیچی سر جای خودش نیست....آینده مبهم و تار....زندگی کردن تو این بعد جغرافیایی قشنگ نیست نفرت انگیزه....***دلم به بودن و موندن نیست....

برچسب: نویسنده: پارسا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 7:36

**** برو آنجا که تورا منتظرند......

*** بی واژه تر از هر زمانی ام.....

****خودمم نمیدونم دارم چیکار میکنم....

نفس کشیدنم برام سخت شده....

هیچی سر جای خودش نیست، هیچی مثل قبل نیست....

برچسب: نویسنده: پارسا نیک‌فر تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 7:36

صفحه بندی